خرید بک لینک
تازگیا به این نتیجه رسیدم که کلا انتظاراتم از خودم با توانایی ها و استعداد هام نمیخونه برای مثال من آدمی به شدت خجالتی هستم و حتی تو جمع دو نفره وقتی صحبت میکنم با یکی مخصوصا اگه دختر باشه زمینو نگاه میکنم و نمیتونم به چشماش و صورتش نگاه کنم

بعد مثلا دوس دارم تو جمع توجه ها رو به خودم جمع کنم و اصطلاحا جمع رو بچرخونم ولی خب چه کنم دوس داشتنام با توانایی هام نمیخونه

یجورایی بنظرم میرسه علائقی دارم که هر کس تو نگاه اول فکر میکنه دقیقا برعکس اونا رو دوس دارم من

البته خود من هم دوس دارم همچین فکری بکنن تا مبادا ضعف هام رو بشه ولی خب دیکه خود خودم رو که نمیتونم گول بزنم کاری که البته تا تلان زیاد انجام دادمش!!

راستشو بخواین من یه سری ضعف های شخصیتی دارم که مدت هاست میدونم ولی نمیتونم درمونش کنم البته چند بار خواستم درست کنم ولی جدا لذت نمیبرم از اینکه یه عمر با دارو زندگی کنم پس واسه همین بعد یه مدت بیخیال میشم و به خودم میگم خب من همینمم که هستم ولی باز بعد یه مدت دوباره این ضعف ها اذیتم میکنن

یه ضعف عمدم تو برقراری ارتباطه

بخوام یک نفر رو بزارم جلوم و بهش بگم که مهمترین تجربه و مهارتی که تو زندگیش به دردش میخوره چیه قطعا ارتباطاته و مطمئنم طوری میتونم براش توضیح بدم که کاملا قانع بشه ولی خب اگه من سوت زنم چرا واسه خودم سوت نمیزنمین

همینم هست که وقتی یک نفرم بهم میخواد خرده بگیره و بگه تو چرا ارتباطاتت انقدر ضعیفه جلو حرفاش گارد میگیرم چون فکر میکنم خودم اینارو میدونم

هنوزم به نتیجه درست و درمونی نرسیدم که تکلیفم برای خودم روشن شه از یه طرف دوس دارم آدم خیلی اجتماعی باشم و از همین روابط موجودم لذت میبرم و از طرف دیگه توانایی و استعدادشو ندارم

البته بعضی وقت ها هم فکر میکنم که علت اینکه از روابط الانم لذت میبرم اینه که گزیده بودن و انتخاب کردم و رو این نبوده که شانسی پیش اومدن بلکه خودم انتخاب کردم و اینکه هر چقدر حلقه دور و برم کمتر باشه و انتخالی تر زندگی برام لذت بخش تر خواهد بود

البته همین الانم که دارم اینو مینویسم نمیدونم که باز دارم توجیه میکنم خودمو یا حرفم منطقیه

برچسب: نویسنده: باران باقری تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 6:16

صفحه بندی