به نام خدا
ابله نباشیم!
اگر همین الان به شما بگن که کل کره زمین رو از آدم خالی میکنیم و کل ثروت و امکانات دنیا رو میدیم به شما، و شما هر کاری دوست داری انجام بده توش، چی کارا میکنید؟!
ردینگتون میگه یک آدم عاقل از یک سوال احمقانه، چیزای بیشتری یاد میگیره تا یک ابله از جوابی هوشمندانه!
بیایید تصور کنیم، سوال بالا یک سوال احمقانهس و همه ما ها آدمای عاقلی هستیم! خب چیکار می کنیم؟! نظرتون در مورد گشت و گذار و لذت و تفریح و ... چیه؟! جواهرات خاندان سلطنتی چی؟!
شاید خیلی از ما ها بریم دنبال کارایی که تو حالت عادی نتونسته بودیم انجام بدیم! ولی خب؛ تا کی؟! آیا دنیای بدون انسانهای دیگه، میتونه بیشتر از یک ساعت، یک روز یا یک ماه برامون جذابیت داشته باشه؟!
هیچکس جنگهای جهانی و جنگ سرد و مصیبتها و موهبتهاش رو فراموش نکرده!! لذت پیشرفت و جلو زدن از دیگران شاید از دید اول کار خیلی اخلاقیای نباشه، ولی تو عمق ماجرا، فارغ از سوء استفاده کردن، که ذات معدودی از انسانهاست؛ در اصل، رقابت سالم، شاید بشه گفت بهترین دوپینگ برای پیشرفته!
همین الان بشر با این همه پیشرفت وسایل ارتباطی و اطلاع از اوضاع و احوالات انسان های دیگه، پاشو یک قدم فراتر گذاشته و به دنبال موجود زندهی دارای تفکر (نه فقط انسان) ، تو کرات دیگه میگرده! از کجا معلوم؛ شاید همین الانم یک سریهای دیگه دارن دنبال ما ها میگردن! یعنی هی داریم دنبال رقیبهای جدیتر و بزرگتری میگردیم! با این وجود؛ تو یک سیاره، تک و تنها، اصلاً دوست داشتنیه؟!
میتونیم نتیجه بگیریم، انسان موجودی نسبی نگره! یعنی همه چیز رو از دریچه مقایسه میبینه! یعنی تا انسان دیگهای نباشه، خیلی از جذابیتهای دنیای امروزی بی فایدهس! یا انسان ذاتاً موجودی اجتماعیه! پس اجتماع به نوعی، بستر و گهوارهای برای پیشرفت بشر و بروز و ظهور استعدادها و تواناییهاشم هست!
شاید حتی بشه گفت، اجتماع و تعاملات انسان با محیط بیرون و رقابتی که تو این فضا شکل می گیره، مهمترین و محرکترین قوهی خلاقیت بشره! خلاقیتی که به نوعی خودش، پیش شرط و لازمهی برنده شدن تو این رقابت اجتماعیه (البته نه برنده شدن از نوع بدش)!
بیرون کشیدن از حصار افکار خودی و وارد شدن به دنیای بدون حصار، لازمهی خلاقیته! دنیایی که توش تنها باشی، قید تنهایی؛ همون حصار بلند فکریه! همونطور که دنیای بدون انسانهای دیگه جذابیتی نداره، دنیای فکریه محدود هم جذابیتی نداره. فقط خیلی از ما ها، تو درک و فهم این دنیای خود ساخته مشکل داریم، و نمیتونیم باور کنیم که دنیاهای دیگهای هم هست! برای درک و لمس همچین دنیایی باید مثل گالیله و کریستف کلمب و ... هزاران هزار انسان دیگه باشیم که دنیای ذهنی و فکری خودشون رو رها کردن و اسارت خودشون رو تبدیل به آزادی کردن!
خب اینا یعنی چی؟! یعنی برای خلاق بودن باید رفت تو اجتماع و دید! البته دیدن با نگاه کردن فرق می کنه! خیلی از ما ها هر روز صحنه ها و واقعیت های تکراری خیلی زیادی رو می بینیم، ولی چون تو ذهنمون پیش فرضهایی راجع به اونها درست کردیم و یا بهمون گفتن، جرئت و حتی اراده تغییرشون رو نداریم. فقط کافیه چشمامون رو باز کنیم و ببینیم! خیلیا افتادن سیب از درخت، پوست خشک سوسک آفریقایی، تار عنکبوت، تبخیر آب، ساختمونهای بلند و ... رو نگاه کردن، ولی فقط یک سریها بودن که تونستن قوانین فیزیک، آبساز جذبی، چسب انعطافپذیر فوق العاده قوی و ... رو بسازن. از این موارد دور و برمون خیلی زیاده، فقط کافیه ببینیم!
یکی دیگه از ویژگیهای ما انسانها، بی نهایت طلبی و عدم رضایت طولانی مدت از یک محصوله! شاید اگه ما به همون تلویزیون های سیاه سفید قانع می شدیم، الان فناوری تلویزیون سه بعدی وجود نداشت، اصلا تلویزیون چی بود، رادیو کافی بود دیگه!
پس راه بازه، هنوزم عدم رضایتهای زیادی وجود داره! حتی میشه پا رو فراتر گذاشت و گفت که هنوزم نیازهای زیادی وجود داره که حتی خود بشر هم ازش بی خبره! یکی باید براش تعریف نیاز کنه! کاری که امثال بیل گیتس و استیو جابز و زاکربرگ و شرکتای فورد و تویوتا و آمازون انجام دادن و میدن!
***
خب به نظر می رسه که تا اینجای کار پاسخ هوشمندانهای را به سوال اولمون بیان کردیم (البته تعریف از خود نباشه)، خب حالا بیایید، به جوابی که دادیم از دید یک ابله (دور از حضور) هم نگاهی کنیم!
به نظر می رسه، بدترین ویژگی انسانی (بعد از ابله بودن البته) ترس باشه! یا اینطورم میشه گفت که ابله بودن، زائیده ترسو بودنه! یجورایی ترس با ابلهیت رابطه تنگاتنگی داره!
شاید اولین واکنش یک انسان ابله در برابر پاسخ بالا، ترسیدن و جا زدن و خودداری از شرکت در رقابت باشه!
آدمای ابله جملاتی مثل "نه! نمیشه"، "ما نمیتونیم"، "اگه میشد فلانی می کرد"، "میدونی چند نفر با هوشتر از تو به این فک کردن" و ... رو زیاد استفاده می کنن!
عدم قدرت ریسک پذیری، استرس زیاد، عدم اعتماد به نفس، تعصب بی دلیل و منطق "بودور کی واردی" (معادل ترکی همینی که هست!) از نشانه های افراد ابلهه!
شجاعت، وجه گمشده افراد ابله و وجه بارز افراد عاقله! عدم رویارویی با تغییرات و مقاومت در برابر آن باعث هر چه بیشتر ابلهتر شدن افراد ابله میشه! البته به نظر من، تو وجود هر انسانی یک درصدی از ابلهیت وجود داره! ولی نشون داده شده که قابل کنترل و حذف شدنه! تنها راه درمان مرض ابله بودن، ابله نبودنه! یعنی هر کاری که باعث ابله جلوه دادن میشه رو نباید انجام داد! حالت وسطی وجود نداره، کسی که ابله نباشه، قطعاً عاقله! اگه احساس کردید که تو این دنیا به این بزرگی، اگه تک و تنها باشین، بهتون خوش میگذره، شک نکنید آدم ابلهی هستید!
تنها، تو سیاره زمین یا تنها، روی یک کشتی وسط اقیانوس، شاید بشه گفت که میشه خیلی کارها توش کرد و حتی شروع کرد، دنیایی رو از نو ساختن، کاملا مطابق میل خودمون! ولی خب، فقط تصور اینکه دنیا مطابق میلمونه و ما به هیچ چیز و هیچ کس نیاز نداریم، دقیقا شروع دیوار چینی برای جهان فکریمونه!
هر کدوم از ما ها قراره تو زندگیمون و جامعمون یک نقشی داشته باشیم؛ بیایید با ابله نبودن، نقشمون رو اونطور که دوست داریم، خودمون تعریف کنیم و منتظر دنیای تک و تنهایی خودمون نباشیم، چون همونطور که اولش فرض کردیم، سوال بالا یک سوال احمقانهس و هیچکس قرار نیست همچین پیشنهادی به ما بده!!
علی عباسزاده، آبان 95
پایان
برچسب: نویسندگی,
نویسنده: باران باقری